تاريخ : سه شنبه بیستم تیر 1391 | 2:10 | نویسنده : حلما ....

رویاهایم باران خورده اند

بوی عطرشان فضای گنگی در ذهنم پدید اورده است

کجایی ؟؟؟؟

از لای نسیمهای ذهنم بیرون آی

شاید دوباره دیدنت مرحمی باشد برای همه ی ندیدن هایم

برای همه ی نفس هایی که بی تو و با یاد تو گذشتند

هستی هنوز ؟؟؟؟؟؟

یا که پرده های پاره شده ی ذهنم ان خیال ها را به نسیم سپرده اند

تا دوباره گیجم کنند

تا دوباره اسیرم کنند

نمــــــــــــــــــی دانم

شاید این نیز رویایی باشد که در خود پرورده بودم

به سبب تمامه دلتنگی هایی که برای تو

داشتمو

دارمو

شاید

بازهم خــــــــــــــــــــــواهم داشت ........