تاريخ : دوشنبه اول خرداد 1391 | 3:20 | نویسنده : حلما ....

تو این چن روزه کلی ماجرا دارم حالا از کجا شروع کنم بذا اولش از سوتیام بگم که گل کاشتم از کدومش بگم از سهمیه ی جنتامایسینا که هر روز ی دونه میشکونم یا از دفتر خاطرات که یکی از بیمارا گذاشته رو دفتری که من حرفای استادونوشتم توش یا از اون پسره که تو دسشویی تشنج کرد و ترکی نمیدونست و بیمارا هی سر به سرش میذاشتن یا یکی از بیمارای خودم که تشنج کرده بود ( ای آخری خیلی حالمو گرف ) یا اینارو ولش کنین از مهمونای همدانیمون بگم سه تا آجی همشون ماه بودن وای که لهجه شون خیلی ماه بود مثلن من که میگم میدونی اونا میگن میدانی یکم کش دار ، البت واس خودشون تیکه هایی هم میومدن که من نتونستم یاد بگیرم آخه کم موندن پیشمون .... حالا کی بودن یکیشون همسره یکی از همکارای دامامون که تو قزوینن بود و او دو تای دیگم خواهراشون بودن یکیشون با من هم سن دانشجوی فقه و حقوق دانشگاه همدان بود دو روز آذربایجان گردی کردن البته بماند پیشه خودمان هی جایی مراغه ی خودم نمیشه که الانم همه جا سرسبزه آدم یک حالی میکنه از دیدنه مناظره زیباش بی خودی نیس که میگن باغ شهره ایرانه ‌J  خو ی چیم هسا چون ماشین شخصی نداشتیم نشد خوب مراغه گردی کنیم ولی عوضش رفتن خوب تبریزو گشتن ( ربابه جونی اگه اومدی وبم خبرم کنی وا ما ایجا خیلی شلوغ تر از اونی هسیم که نشون دادیم شما او روی مثبته مثبتمونو دیدی حالا نه ایکه ما منفی باشیم ولی به او ساکتیم که دیدی نیسم )

حالا از همه ی اینا بگذریم از سرویسه دانشگا که مارو میبره تبریز واس کاراموزی بگم ، ای مرده خیلی از را بدر شده یک حرصی میده ......

اوایل :‌من ----» وای خدا الان آدمو تروره شخصیت میکنه چشاشو خدا این همه خشمم تو چشای یه نفر چیجوری میتونه جم شه !!!!زبونشم که تلخه از ده تا حرفش نه تاش کنایه و زخمه که میزنه به دله اینو اون

اواسط : من -----» من که از ترانه هاش خوشم میاد هایده ، حمیرا ، .... همش خواهرای قدیمی و فوت و موت شده همشون مجازن فقط خواهرامون خوندن دیگه .....صدای آهنگ طوریه که فقط خودش میشنوفه و مام به آهنگای گوشیمون بسنده میکنیم البته بیشتره را رو خواب بودیم فک کن ساعته پنجه صب بیدار میشیم 5:45 سواره اتوبوس ، ساعته 8 بیمارستان حالا از اونورم که دیر بخوابی چی میشه ساعت یک دوی نصفه شب دیگه ی پا جنازه ای والا بعدشم میشین مثه من میزنین هر روز ی جنتا میشکونین J ( رفتیم سره درده دل ) بی خیال راننده رو بچسبین

اواخر : من و ما کلن همه -----» دیگه بچه های ترم بالایی نیسن ما دو گروهیم بچه های خوابگاهه هم کلاسی با گروه ما ....دیگه چه شود به محضه  ورود ، آقای بــــــوق میشه یکم صداشو بلند کنین مام بشنویم ؟؟؟؟؟ راننده -----» فلش دارین بدین آهنگای خودتونو بذارم ... رو به ما یکی از بچه ها ------» بچه ها کی تو فلشش آهنگ داره ..... طبقه معمول بنده البت داده بودم فریبا ببره آخه دانلودای جدید بودن همشون ، میگم فریبا فلشو آوردی ، میگه آره ، میدیم به راننده اولش ی نوحه حالا یکی راننده رو بچسبه داره سینه زنان میره .....شانسو نیگا سه تای اولش نوحه بودن وای نگو از بقیش صدای کف میره هوا حالا هو هو حالا مراسمه عروس برونه ، یکی خدا ای راننده رو بگیره دستاش رو فرمون نمیمونه یا داره کف میزنه یا داره رو فرمون میچرخوندشون ، خدا سالم برسیم .....مریم برگشته میگه چرا دادی اینارو ایجوری کردی منم لبخند تحویلش میدم .... حالا نمیدونین فرداش چه حرصی میده آدمو فلشو که دادن میگه اینا تکرارین بزنین جدیدش بیاد ..میگم ای مرده بـــــــــوق نمیدونم چن ساله ای آهنگای مجازه خواهرونه رو گوش میدی تکراری نیستن حالا اینارو ی دفه گوش دادی شدن تکراری !!!!

یک جوی گرفته ای راننده رو راهه دو سه ساعته رو تو یک و نیم ساعت تموم میکنه نمیدونم آخرش ما از این کاراموزیا جونه سالم به در میبریم یا نه ولی ای دفه آهنگارو اومدم عوض کردم همشون فازشون پایینه فقط باس آروم بشینی گوش بدی .....

البته خوشگل جونیای خودم  همون زخمه زبوناشو داره وای که چشاشم که هیذتر از قبل شده آدم میترسه نگاش کنه فک کن بیچاره یکی از بچه ها دو بار رفته بش گفته اوجا نگه دار من پیاده میشم اون روز بش میگیم سره را یکی از بچه ها رو هم برداریم میگه همون خوانندهه رو میگین میگیم اون خواننده نیس ، بچه های خوابگاه خوانندمون بودن نیومدن .. میگه نه !!!! مگه اون نیس که همیشه میاد میگه من میخوام اوجا پیاده شم .....وای نمیدونم ای کجاش به خواننده بودن میخوره آی دلم میخواس برم دستمو بکنم در موقعیت رفلکسه گگش هموجا خفه شه ولی دلمان به حاله او دو تا بچه ی خوشگلش سوخت ولی از حقم نگذریم ی جورایی تقصیره مام هس کلن اگه بعضیارو یکم بشون رو بدی آنچنان از خودشان درمیان که خدا عالمه .....

الانه میگی ایم همش غیبت میکنه ولی شما که اونو نمیشناسین از اوناییم که میشناسن خواهشمندیم اینا همشان بینه خودمان بمانه

وای نگین من از همدانیا هیشی یاد نگرفتما آینده دارم واللا واس خودم از هر لهجه ی چی یاد میگیرم .....