تاريخ : شنبه چهاردهم مرداد 1391 | 14:59 | نویسنده : حلما ....

بودن در اینجا فرصتی بود برای پیدا کردن آنچه در وجودم گم شده بود ، اینجا هم خاطره های خوب داشتم و هم تجربه هایی که برایم باارزشند.....

برای آخرین لحظه «خداحافظ ....!؟

دوستای خوبم از این بعد منو در این آدرس مییتونین پیدام کنین

تنهام نذارین که طاقت دوریتونو ندارم

parastaragahee.blogfa.com



تاريخ : پنج شنبه پنجم مرداد 1391 | 15:43 | نویسنده : حلما ....

سلام دوستای گلم ....

این ده روز دوری خیلی به نظرم زیاد میاد ...

رفته بودیم با دانشجوهایی از کل استان طرح ولایت ، جاتون خالی با دوستا خیلی خوش گذشت ...

حالا به وقتش از خاطراته اوجام واستون مینویسم ولی میخوام فعلا اینو بخونین تو همون گیرو داره صحبتای استاد سلول های مغزم به کار افتادن و به جای اینکه حرفای استادو رو برگه بنویسن حرفای خودشونو روی کرسیه این ورق نشاندند ....

شارژ قلبم تمام میشود دیگر

آیا در این مکان برقی از عشق وجود ندارد ؟؟؟؟؟؟

آیا صدای هشدارهای رو به خاموشیش را نمیشنوی ؟؟؟؟؟

زود باش ، نگذار خاموش شود این کورسوی عشق

نکند شارژری هماهنگ با قلبم هنوز نیافته ای ؟؟؟؟؟؟

تنها یک کلمه برای من کافیست

فقط همین یک کلمه

بگو که دوستت دارم

جواب بده ، ذره های آخر برقه وجودم رو به زوال است دیگر

نکند کسی پشت خط قلبم نیست ؟؟؟؟

اه ، باز هم این خط های وصول به هم خراب است

پس چرا میگویند هیچ کس تنها نیست ؟؟؟؟

الو الو الو .....

جانم بفرمایید ..

.....

( اون چن نقطه حرفای خصوصی بیدن با عرض پوزش از انتشار این حرفها معذوریم :) )

من که از خوندن این جمله خیلی لذت بردم حیفم اومد شمام نخونینش :

خدایا ..... خواستم بگویم تنهایم اما نگاه خندات ، مرا شرمگین کرد چه کسی بهتر از تو ؟؟؟؟؟